صفحه اصلی
تماس با ما
sitemap
جمعه ٣١ شهريور ١٣٩٦
بیمارستان علی ابن ابیطالب رفسنجان
بیمارستان علی ابن ابیطالب رفسنجان
صفحه اصلي > آرشیو اخبار 


  چاپ        ارسال به دوست

عید غدیر خم مبارک باد

( غدير آمده بفهماند در هر عصرى بايد حكومت سياسى عدلى براى اقامه دين خدا برپا باشد ))

 

سخنان مقام معظم رهبری به مناسبت فرارسيدن عيد سعيد غدير خُم‏

 

غدير؛ عيد مظلومان جهان‏

 روز عيد غدير از بزرگترين اعياد مذهبى است. اين عيد، عيدى است كه مال مستضعفان است، عيد محرومان است، عيد مظلومان جهان است، عيدى است كه خداى تبارك و تعالى به وسيله رسول اكرم(ص) براى اجراى مقاصد الهى و ادامه تبليغات و ادامه راه انبيا(ع)، حضرت امير(ع) را منصوب فرمودند.(1)

اگر چنانچه پيغمبر اسلام(ص) غير از اين موجود تربيت نكرده بود، برايش كافى بود. اگر چنانچه پيغمبر اسلام(ص) مبعوث شده بود براى اين‏كه يك همچو موجودى را تحويل جامعه بدهد، اين كافى بود. بعد از رسول اكرم(ص) كسى افضل از او در هيچ معنايى نيست و نخواهد بود.(2)

 

  غدير براى آن واقعه عظمى، سعيد شد

روز و شب، همان نور و ظلمت است و در اين جهت با هم اختلاف ندارند و شب همان سياهى و تاريكى و روز همان روشنايى است، ليكن شرافت اين‏ها به واسطه حادثه‏اى است كه در آن‏ها واقع مى‏شود، مثلًا روز غدير براى آن واقعه عُظمى و شريف بود كه سعيد گرديد.(3)

 

  غدير از على(ع) است، نه على(ع) از غدير

مسأله غدير، مسأله‏اى نيست كه به‏نفسه براى حضرت امير(ع) يك مسأله‏اى (را) پيش بياورد، حضرت امير(ع) مسأله غدير را ايجاد كرده است. آن وجود شريف كه منبع همه جهات بوده است، موجب اين شده است كه غدير پيش بيايد. غدير براى ايشان ارزش ندارد، آن كه ارزش دارد، خود حضرت است كه دنبال آن ارزش، غدير آمده است. خداى تبارك و تعالى كه ملاحظه فرموده است كه در بشر بعد از رسول الله(ص) كسى نيست كه بتواند عدالت را به آن طورى كه بايد انجام بدهد، (از اين‏رو) رسول الله(ص) را مأمور مى‏كند كه اين شخص را - كه قدرت اين معنا را دارد كه عدالت را به تمام معنا در جامعه ايجاد كند و يك حكومت الهى داشته باشد - نصب كن.

 

 

 

 نصب حضرت امير(ع)به خلافت اين‏طور نيست كه از مقامات معنوى حضرت باشد، مقامات معنوى حضرت و مقامات جامع او اين است كه غدير پيدا بشود و اين‏كه در روايات ما و از آن زمان تا حالا، آن‏قدر از غدير تجليل كرده‏اند، نه از باب اين (است) كه حكومت، يك مسأله‏اى است، حكومت (در نظر حضرت)، آن است كه (ايشان) به ابن‏عباس مى‏گويد: به‏قدر اين كفشِ بى‏قيمت هم پيش من نيست، آن‏كه هست، اقامه عدل است. بنابراين، اين‏كه ما حديث غدير را (اين‏طور) حساب كنيم كه مى‏خواهد يك معنويت يا يك شأنى را براى حضرت امير(ع) درست كند، (صحيح) نيست. حضرت امير(ع) است كه غدير را به وجود آورده است.(4)

  غدير؛ عجين‏ بودن حكومت و سياست

 

 مسأله، مسأله حكومت است، مسأله، مسأله سياست است، حكومتْ عِدْلِ سياست است، تمام معناى سياست است. خداى تبارك و تعالى اين حكومت را و اين سياست را امر كرد كه پيغمبر(ص) به حضرت امير(ع) واگذار كنند، چنانچه خود رسول خدا(ص) سياست داشت و حكومت بدون سياست ممكن نيست. اين سياست و اين حكومتى كه عجين با سياست است، در روز عيد غدير براى حضرت امير(ع) ثابت شد.

 

 از اعوجاجهايى كه پيدا شده است مع‏الأسف، اين است كه دستهايى از زمان سابق از زمان خلفاى اموى و خلفاى عباسى عليهم لعنة اللَّه كه بگويند دين على‏حده از مسائل است و سياست على‏حده از حكومت است. هر چه (به) طرف پايين آمده است، اين قوت گرفته است تا وقتى بازيگرهاى دنيا كه ديدند بايد دين را يك چيز تعبدى قرار داد. اين بازيگرها آمدند و اين طور كردند كه ماها هم باورمان آمده بود كه دين چكار دارد به سياست، سياست مال امپراتورها (است). اين معنايش اين است كه تخطئه كنيم خدا را و رسول خدا(ص) را و اميرالمؤمنين(ع) را، براى اين‏كه حكومت سياست است، حكومت كه دعاخواندن نيست، حكومت كه نماز نيست، حكومت روزه نيست. حكومت، حكومت عدل، اسباب اين مى‏شود كه اين‏ها اقامه بشود، اما خود حكومت يك دستگاه سياسى است. آن كه مى‏گويد دين از سياست جدا است، تكذيب خدا را كرده است، تكذيب رسول خدا(ص) را كرده است، تكذيب ائمه هدى‏(ع) را كرده است.(5)

 

  غدير آمده بفهماند سياست به همه مربوط است‏

  اين‏كه اين قدر صداى غدير بلند شده است و اين قدر براى غدير ارج قائل شده‏اند - و ارج هم دارد - براى اين است كه با اقامه ولايت - يعنى با رسيدن حكومت به دست صاحب حق - همه اين مسائل حل مى‏شود، همه انحرافات از بين مى‏رود. اگر حكومت عدل به پا شود، اگر گذاشته بودند كه حضرت امير(ع) حكومتى را كه مى‏خواهد، به پا كند، تمام انحرافات از بين مى‏رفت و محيط يك محيط صحيح و سالم مى‏شد كه آن وقت مجال براى همه اشخاص كه داراى افكار هستند - عرفا، حكما، فقها - پيدا بشود. از اين جهت، اسلام بُنِىَ عَلى‏ خَمْس، نه معنايش آن است كه ولايت در عرض اين است، ولايت اصلش مسأله حكومت است، حكومت هم اين طورى است، حكومت حتى از فروع هم نيست.

 آن چيزى كه براى ائمه ما قبل از غدير و قبل از همه چيزها بوده است، اين يك مقامى است كه مقام ولايت كلى است كه آن امامت است كه در روايت هست كه «الْحَسَنُ وَ الْحُسَين امامان قاما اوْ قَعَدا»، وقتى قعد است كه امام نيست. امام به معناى حكومت نيست، آن يك امام ديگرى است و آن مسأله ديگرى است. آن مسأله، مسأله‏اى است كه اگر او را كسى قبول نداشته باشد، اگر آن ولايت كلى را قبول نداشته باشد، اگر تمام نمازها را مطابق با همين قواعد اسلامى شيعه هم به‏جا بياوريد، باطل است، اين غير حكومت است، آن در عرض اين‏ها نيست، آن از اصول مذهب است، آنى است كه اعتقاد به او لازم است و از اصول مذهب است.

انحرافى كه پيدا شده است - علاوه بر همه انحرافات - همين انحراف است كه ما باور كرديم كه سياست به ما چه ربط دارد.

غدير آمده است كه بفهماند سياست به همه مربوط است، در هر عصرى بايد حكومتى باشد با سياست، منتها سياست عادلانه كه بتواند به واسطه آن سياست، اقامه صلاة كند، اقامه صوم كند، اقامه حج كند، اقامه همه معارف را بكند و راه را باز بگذارد براى (صاحبان) افكار، يعنى افكارشان را با دلگرمى و با آرامش ارائه بدهند.

بنابراين، اين طور نيست كه ما خيال كنيم كه ولايتى كه در اينجا مى‏گويند، آن امامت است و امامت هم در عرض فروع دين است، خير، اين ولايت عبارت از حكومت است، حكومت مجرى اين‏ها است، در عرض هم به آن معنا نيست، مجرى اين مسائل ديگر است.(6)

 

  غدير، روز تعيين الگوى هميشگى حكومت‏

  روز عيد غدير روزى است كه پيغمبر اكرم(ص) وظيفه حكومت را معين فرمود و الگوى حكومت اسلامى را تا آخر تعيين فرمود، حكومت اسلام، نمونه‏اش عبارت است از يك همچو شخصيتى كه در همه جهات مهذب است.(7)

(وقتى كه) پيغمبر اكرم(ص) مى‏خواست از دنيا تشريف (برود)، جانشين و جانشين‏ها را تا زمان غيبت تعيين كرد و همان جانشين‏ها امام امت را هم تعيين كردند و به‏طور كلى اين امت را به خود وانگذاشتند كه متحير باشند، براى آن‏ها امام و رهبر تعيين كردند.

 تا ائمه هدى(ع) بودند، آن‏ها (رهبر) بودند و بعد فقها؛ آن‏هايى كه متعهدند، آن‏هايى كه اسلام‏شناسند، آن‏هايى كه زهد دارند، آن‏هايى كه از دنيا اعراض دارند، آن‏هايى كه توجه به زرق و برق دنيا ندارند، آن‏هايى كه براى ملت دلسوز (هستند)، آن‏هايى كه ملت را مثل فرزندان خودشان مى‏دانند، آن‏ها را تعيين كردند؛ براى پاسدارى از اين امت. مع‏الاسف اشخاصى كه اطلاع ندارند بر وضعيت برنامه‏هاى اسلام، گمان مى‏كنند كه اگر چنانچه ولايت فقيه در قانون اساسى بگذرد، اين اسباب ديكتاتورى مى‏شود، در صورتى كه ولايت فقيه است كه جلوى ديكتاتورى را مى‏گيرد. اگر ولايت فقيه نباشد، ديكتاتورى مى‏شود. آن‏كه جلوگيرى مى‏كند از اين‏كه رئيس جمهور ديكتاتورى نكند و...، آن فقيهى كه براى امت تعيين شده است و (به عنوان) امام امت قرار داده شده است، آن است كه مى‏خواهد اين ديكتاتورى‏ها را بشكند و همه را به زير بيرق اسلام و حكومت قانون بياورد.(8)

 

  زنده‏نگهداشتن غدير براى چيست؟

  زنده نگه‏داشتن اين عيد، نه براى اين است كه چراغانى بشود و قصيده‏خوانى بشود و مداحى بشود، اين‏ها خوب است، اما مسأله اين نيست. مسأله اين است كه به ما ياد بدهند كه چطور بايد تبعيت كنيم، به ما ياد بدهند كه غدير منحصر به آن زمان نيست، غدير در همه اعصار بايد باشد و روشى كه حضرت امير(ع) در اين حكومت پيش گرفته است، بايد روش ملت‏ها و دست‏اندركاران باشد.(9)

  25 سال به خاطر مصالح اسلام‏

  ما كه مى‏گوييم شيعه حضرت على(ع) هستيم، بايد ببينيم شيوه حضرت على(ع) چه بود؟ آن‏هايى كه شيعه اين مرد بزرگ هستند، البته نمى‏توانند مثل او باشند. اگر در روايات فرموده‏اند كه پيروان على(ع)، اهل سعادتند، بايد ببينيم ما پيرو او هستيم يا نيستيم؟ به وظايفمان، حتى به همان وظايف صورى‏مان عمل مى‏كنيم يا نمى‏كنيم؟(10) (ما بايد) سيره آن بزرگوار را در نظر بگيريم و ببينيم كه چه بايد بكنيم.(11)

ما كه مى‏گوييم مسلمان هستيم، شيعه على‏بن‏ابيطالب(ع) هستيم، بايد ببينيم كه شيوه على‏بن‏ابيطالب(ع) چه بود؟ همين على‏بن‏ابيطالب(ع) كه رسول خدا(ص) او را به جاى خودش نصب كرد، بيست و چند سال براى مصالح اسلامى موافقت كرد با اشخاصى كه به عقيده او غاصب مقام بودند، براى اين كه مصالح اسلام اقتضا مى‏كرد. اگر حضرت آن وقت مى‏خواست معارضه بكند، اسلام در خطر بود، ما (هم) كه مى‏گوييم مسلمان هستيم، بايد مصالح اسلام را در نظر بگيريم، نه مصالح شخصى خودمان را.(12)

تمسك به ولايت حضرت؛ تبعيت از مقاصد ايشان‏

تمسك به ولايت حضرت امير(ع) تبعيت از مقاصد او است. بايد كسانى كه مدعى هستند كه ما شيعه اميرالمومنين(ع) هستيم، بايد در قول و فعل و نوشتن و گفتن و همه چيز، از او تبعيت داشته باشند.

اميرالمومنين(ع) در زمان حكومتش كه بسيار كوتاه و بسيار با ناگوارها مقابل بود، مى‏بينيد كه وقتى آن نامه را به مالك اشتر مى‏نويسد، چه مسائل مهمى را در آنجا ذكر مى‏فرمايد. به حسب نقلى كه شده است، (وقتى) يك خلخال را از پاى يك ذمى در حكومت او در آوردند، مى‏فرمايد كه اگر انسان بميرد براى اين، اين مَلوم نيست. شيعه اين است كه اينطور باشد، نه مثل ما، شيعه اين است كه اگر چنانچه در حكومت اسلامى، در كشور اسلامى، ظلم ولو به يك ذمى وارد بشود، آن هم ظلم به همين كمى كه يك خلخال را از پاى يك ذمى در آورند، بگويد كه اگر انسان بميرد، ملوم نيست، نبايد ملامت به او بشود.(13)

 1) صحيفه نور، ج 19، ص 60

 

 

 

2) صحيفه نور، ج 10، ص 174

3) تقريرات فلسفه، ج 3، ص 56

4) صحيفه نور، ج 20، صص 27 - 28

5) صحيفه نور، ج 20، ص 29

6) صحيفه نور، ج 20، صص 29 - 30

7) صحيفه نور، ج 3، ص 197

8) صحيفه نور، ج 10، ص 174

9) صحيفه نور، ج 20، صص 27 - 28

10) صحيفه نور، ج 19، ص 61

11) صحيفه نور، ج 19، صص 224-223

12) صحيفه نور، ج 19، ص 62

13) صحيفه نور، ج 18، ص 128


١٠:١٨ - 1396/06/16    /    شماره : ٦٦٠٦    /    تعداد نمایش : ٢٢








  نظر سنجی آمار بازدیدکنندگان   
از سایت بیمارستان علی ابن ابیطالب رفسنجان چه انتظاری دارید؟

اخبار و اطلاعیه های به روز
مطالب آموزشی
اطلاعات پزشکان و کلینیک ها

 

 

 بازدید این صفحه : 12301
 بازدید امروز : 65
 کل بازدید : 141324
 بازدیدکنندگان آنلاين : 6
 زمان بازدید : 0.1400

 

 

 

آدرس:رفسنجان-بلوار مفتح - بیمارستان حضرت علی ابن ابيطالب(ع)

 تلفن:03434280000 نمابر:-034-34280022ایمیل:aliebn@rums.ac.ir

 طراحی و اجراء مدیریت آمار و فن آوری اطلاعات دانشگاه
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بیمارستان حضرت علی ابن ابیظالب رفسنجان می باشد

Copyright © 2011 aliebn.rums.ac.ir - All rights reserved

home | site map | about city | about university | rss